حاج ملا هادي السبزواري

316

شرح مثنوى

است ، كه « چه » كه به آخر كلمه ملحق شود ، افادهء تصغير كند . و اگر به جيم عربى باشد ، افادهء تعريب كند ، چون : برنامج . كه ديبا را در كلام عربى ديباج گويند . و از اينجاست ديباجهء كتابها . ( ( 1487 ) ) در پِيَش چون بندگان در ره شود * تا نبايد زو كسى آگه شود ن 270 3 - ك 101 40 در پيش چون بندگان : اين نظير آن است كه در منطق الطير گويد كه اسكندر چون مىخواست كه به جايى رسولى بفرستد ، خود ، لباس رسولان مىپوشيد و مىرفت و مىگفت كه اسكندر چنين و چنان فرموده است . ( ( 1490 ) ) ترك خدمت خدمت تو داشتم * تا به غربت تخم حيلت كاشتم ن 270 6 - ك 102 2 ترك خدمت خدمت تو داشتم : يعنى خدمت كردن تو الآن ترك خدمت است ، چه ، بنده بايد فانى باشد در خواجه . و اينها بسيار مناسب است با حديث شريف كه : اَلعُبُوديَّةُ جَوهَرَةٌ كُنهُها اَلرُّبُوبِيَّةُ ( 1 ) . ( ( 1491 ) ) خواجگان اين بندگيها كرده اند * تا گمان آيد كه ايشان بنده اند ن 270 7 - ك 102 2 خواجگان : اولياء خدا . ( ( 1497 ) ) راز مىدانست خوش مىراند خر * از براى مصلحت آن راهبر ن 270 13 - ك 102 5 مىراند خر : يعنى جاهل را دور مىكرد و اينها دور باش او بود . ( ( 1500 ) ) چه عجب كه سر زبد پنهان كنى * اين عجب كه سر ز خود پنهان كنى ن 270 16 - ك 102 7 سر ز خود : به اينكه خود پنهان كنى در نور عظمت و رداى كبريايى به محق محض . ( ( 1507 ) ) پس بدان مشغول شو كان بهتر است * تا ز تو چيزى برد كان كهتر است ن 271 1 - ك 102 10 پس بدان مشغول شو كان بهتر است : و دل به ذكر و فكر او ده : * ( وَلَذِكْرُ الله أَكْبَرُ 29 : 45 ( 2 ) . سر رشتهء دولت اى برادر به كف آر وين عمر گرامى به خسارت مگذار يعنى همه جا با همه كس در همه كار مىدار نهفته چشم دل جانب يار خداوند مجيد در كتاب حكيم اسم ذكر كه مىبرد موصوف به كثرت مىفرمايد ، مثل : * ( وَاُذْكُرُوا الله كَثِيراً 8 : 45 ( 3 ) ، و اوصاف سنيّهء مؤمنين را كه مىشمارد مىفرمايد : * ( وَاَلْقانِتِينَ وَاَلْقانِتاتِ 33 : 35 ( 4 ) مثلًا و به

--> ( 1 ) مصباح الشريعة ، فقره ى صدم . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء عنكبوت ، آيهء 45 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء انفال ، آيهء 45 . . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء احزاب ، آيهء 35 . .